Arash Taher Fa En

رو به جلو

امروز مشغول دیدن مستندی راجع به طرز ساخت قنات به روش های سنتی بودم، خطرها و مکافاتی که افراد به جان می‌خریدند برای دستیابی به آب. در انتهای مستند، نیم نگاهی هم داشت به روش های مدرن برای حفر چاه و قنات و لوله کشی، و میگفت از اینکه این آب دیگه طعم و طراوت آب به دست آمده از قنات سنتی را ندارد و چقدر "بد" شده.

این اولین باری نبود که شاهد تقبیح و گله از مدرنیته در صدا سیما بودم، که به عکس این سناریو تا حدی تکراری است که من را مجاب به نوشتن این پست کرد : تکرار و تکرار و تکرار این موضوع که تکنولوژی ما را از هم دور کرده است، رفتار انسانها ماشینی شده است، آن خانه های حیاط دار قدیمی چقدر خوب بود و غیره. تلاشی ممتد برای اینکه تمام مشکلات بر دوش پیشرفت گذاشته شود.

جدای از مسایل سیاسی و تقابل اندیشه ها در نسل پیش از ما، که به خودی خود منجر به رشد چنین تفکراتی شده، ترس از تغییر، امکان منقضی شدن و رویارویی با ناشناخته ها همگی عواملی است که رشد و گسترش تکنولوژی را در کشور ما کند کرده؛ و متاسفانه به جای آموزش برای مواجهه با این تغییرات، آنچه انجام میشود محدود به بد گویی از علم است و غر زدن به آن.

حال آنکه دستاوردهایی که از رشد و ترویج علوم به دست آورده ایم بیشمار است : دسترسی راحتتر به دانش، امکان هرچه بیشتر شکوفایی استعدادها، افزایش سطح آسایش و سلامت و …

دسترسی ۷\۲۴ به طعام در کدام دوره از تاریخ ۲۵۰۰ ساله تمدن برای همگان میسر بوده ؟ در کدام دوره تمامی انسان‌ها با هم برابر انگاشته می‌شدند ؟ حفظ محیط زیست و احترام به انواع گونه حیات چه هنگام اینچنین مصرانه پیگیری میشد ؟ با تمام این اوصاف اما، تغییر پارادایم زندگی و معاش از فرم Hunter-gatherer به فرم مدرن نیازمند آموزش است.

واردات فله ای دانش و تکنولوژی و برخورد با آن نه به عنوان ابزاری برای ارتقا جایگاه خود و جامعه، که صرفا به عنوان وسیله ای برای فخر فروشی، تجمل و خرج پول و سرانه مطالعه کمتر از چند دقیقه در کشور نتیجه ای نم‌یدهد جز ... جز آنچه که امروز شاهدش هستیم. آموزش نیاز است، آموزشی صحیح با دیدی روشن نسبت به مسیر پیش رو و قبول تغییرات. چشم پوشی و تعریف خاطرات شیرین گذشته از پای کرسی و قصه های مادربزرگ راهکار نیست.

Fork me on GitHub